150 - اسلام يهودى !



اميرمومنان (عليه السلام ) فرمود: يك نفر يهودى چند دينار از پيامبر (صلى الله عليه و آله ) طلب داشت ، آن را مطالبه كرد.
پيامبرفرمود: فعلا چيزى ندارم كه بدهى خود را بپردازم .
يهودى گفت : از تو جدا نمى شوم تا پولم را بپردازى .
پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فرمود: در اين صورت ، باهم در اين جا هستيم (تا ببينيم چه مى شود).
پيامبر (صلى الله عليه و آله ) درهمان مكان ، نشست ، و هنگام ظهر، نماز ظهر را در همان جاخواند، وهمچنان در آن جا ماندتا نماز مغرب وعشاء را نيز در آن جا خواند.
اصحاب رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) پس ازاطلاع ، يهودى راتهديد كردند تو به او هشدار دادند.
پيامبر (صلى الله عليه و آله ) به اصحاب خود متوجه شد و فرمود: به اين شخص يهودى چه كار داريد؟
آنها عرض كردند: اى رسول خدا، اين يهودى است كه چنين مى كند؟.
پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فرمود: خداوند مرا مبعوث نكرده كه به هم پيمان و غيراو، ستم كنم .
همين شيوه نيك پيامبر(صلى الله عليه وآله ) آن چنان يهودى را تحت تاثير قرار داد كه او نزديك ظهر روز بعد گواهى به يكتائى خدا و رسالت پيامبر (صلى الله عليه و آله ) داد، و گفت : مالى (كه از رسول خدا طلب دارم ) در راه خدا دادم . (454)